كتاب «سقوط
برگزيدگان» كه به بررسي سير تاريخي قوم بني اسرائيل مي پردازد
به لطف خداوند متعال به پايان رسيد و قرار است در مركز مطالعات و بررسي هاي استراتژيك
جنبش دانشجويي مسلمان به چاپ رسيده و در روزهاي آينده طي مراسمي از آن پرده
برداري شود.
پيشگفتار
اين كتاب را جهت آشنايي بيشتر بر روي وب سايتم منتشر مي كنم:
آيين
يهود، يكي از سه دين بزرگ داراي كتاب آسماني است و پيامبران بسياري براي هدايت و
راهنمايي آنان از جانب خداوند آمده كه همگي در دوران زندگي و رسالت خويش متحمل رنج
هاي فراواني شده اند، تا بتوانند مردم زمان خويش را از خواب غفلت بيدار و متوجه
مبدأ هستي و روز جزا كرده و در پرتو عمل به احكام الهي به سعادت و خوشبختي هميشگي
نايل شان كنند.
يهود
از روز نخست تشكّل قومي خود، واكنش هاي ناشايستي به دعوت پيامبران الهي نشان داده
و در زمان هر پيامبري به گونه اي نافرماني و مخالفت خود را ابراز داشته اند كه
صفحات تاريخ گواه گويا و شاهدي بي طرف بر اين مدعاست.
آنچه
اما اكنون شناخت سير تاريخي قوم بني اسرائيل را بيش از پيش براي نسل حاضر ضروري مي
سازد، تبيين دلايل دشمني بخشي از مدعيان پيروي از حضرت موسي(ع) با پيروان واقعي
ديگر اديان است، چرا كه اسلام به صراحت بيان داشته كه همه پيامبران الهي با يك
پيام و مأموريت مشترك به هدايت بشر همت گماشتند و قطعاً مي بايست تناقض هاي
اعتقادات امروز را در انحراف هاي تاريخي بوجود آمده در اديان دنبال كرد.
نكته
مهم ديگر اينكه يكي از مهمترين منشاء هاي تاريخي انحراف يهود در طول تاريخ اين بوده
است كه يهوديان خود را تافته اي جدا بافته مي دانسته اند و هميشه اين تصور را
داشته كه بنده ممتاز خداوند فقط آنها هستند؛ حتي چنين ادعا دارند كه ما پسران خدا
هستيم و يا مي گويند كه ما دوستان خاص پروردگار مي باشيم؛ چنان كه قرآن كريم از
زبان آنان نقل مي كند: «وَ قالَتِ اليُهُودُ وَ النَصارَي نَحْنُ اَبْناءُ اللّهِ
وَ اَحْبّاءُهُ» «و يهوديان و نصاري (مسيحي ها) گفتند: «ما پسران خدا و دوستان او
هستيم!»
به
همين جهت در ميان يهوديان نوعي خودخواهي و خودپسندي كه از اوصاف زشت مي باشد، رايج
شده است.
اما
نظر قرآن در مورد امت برگزيده بودن يهود چيست؟ در ابتداي امر به نظر مي رسد كه
قرآن كريم ملت يهود را قومي برگزيده معرفي كرده است، ولي با دقت نظر در مي يابيم
كه قرآن كريم ملت يهود را در زماني خاص به عنوان ملت ممتاز و برگزيده دانسته، چنان
كه در ذيل آيه شريفه «...اَنّي فَضَّلْتُكُمْ عَلي العالَمينَ» (بقره-47) از ابن
عباس اينگونه نقل مي كند كه؛ مراد از «العالمين» مردمان زمان بني اسرائيل مي باشد،
چون كه امت محمد(ص) به اتفاق همه، برترين امت هاست، چنان كه پيامبر اسلام(ص) افضل
پيامبران است؛ (طبرسي، ج 1، پيشين، ص 102) چون در قرآن كريم آمده است: «كُنْتُمْ
خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ
عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُوءْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ
خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُوءْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ»(آل عمران-
110)؛ «شما بهترين امتي هستيد كه براي مردم پديدار شده ايد به كار پسنديده فرمان
مي دهيد و از كار ناپسند باز مي داريد، و به خدا ايمان داريد و اگر اهل كتاب ايمان
آورده بودند قطعاً برايشان بهتر بود، برخي از آنان مؤمنند (ولي) بيشترشان
نافرمانند.»
روح
نژادپرستي يهوديان زاده همان خيال و تصور باطل خودبرتربيني آنهاست كه منشأ بسياري
از انحرافات و تصورهاي باطل از جمله نژاد پرستي گرديد تا بدان حد كه «گفتند: هرگز
آتش دوزخ، جز چند روزي به ما نخواهد رسيد.» (بقره- 80)
اين
امتياز طلبي و اعتقاد به برتري نژاد ملت يهود با هيچ منطقي انساني سازگار نيست؛
چون هيچ گونه تفاوت ميان انسان ها در پيشگاه الهي وجود ندارد؛ افزون بر آن معيار
برتري در منطق قرآن پرهيزگاري است، «اِنَ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَاللّهِ اَتْقاَكُمْ»
(حجرات- 13)؛ «كه برتري، از آنِ متقين مي باشد.»
چنانكه
اشاره شد روحيه ستمگري و تجاوز در سرشت يهود ريشه دوانيده و موجب شده است تا آنان
در تاريخ با هيچ ملّتي سرسازش و صلح نداشته و همواره با ديگران در جنگ و دشمني
باشند؛ همچنان كه با انبياي خويش ناسازگاري كرده و نافرماني از دستورهاي آنان را
به حد اعلا مي رسانده اند.
لذا
بررسي سير انحراف بخشي از مدعيان پيروي از حضرت موسي(ع) براي درك بهتر شرايط امروز
و همچنين شناخت دلايل فسادها و جنايت هاي آنان در دوران معاصر و علت اهميت انسجام
مسلمانان در برخورد با آنها، قابل اهميت مي باشد.
نگارش
و جمع آوري محتواي اين كتاب در مدت حدود پنج سال، براي نگارنده بركات فراواني به
همراه داشته و مهمترين آنها همنشيني بيشتر با قرآن كريم -آن كلام پاك و مطهرخداوند
متعال- و بهره مندي ناچيز از اين اقيانوس علم الهي بوده است كه خاضعانه و خاشعانه
به درگاه احديت شكر و سپاس به جاي مي آورم و اميد آن دارم تا اين بضاعت اندك را از
بنده سراپا تقصيرش بپذيرد و كاستي ها و كمي هاي آن را كه نتيجه نقصان آدمي است، با
لطف و رحمت واسعه خود ببخشايد.
جا
دارد از حجت الاسلام و المسلمين «مهدي طائب» محقق، مدرس و پژوهشگري كه راهنمايي
هاي ايشان اولين دغدغه هاي تحقيق در اين زمينه را در بنده فراهم كرد ياد كرده و
تشكر نمايم.
همچنين
از همه عزيزاني كه در طول اين سال ها با مشورت و تشويق خود باعث پيشرفت كار شدند،
همچون آقايان «شمس الدين رحماني» (دبیرکل جمعیت حامیان آزادی قدس شریف)، «علیرضا
سلطانشاهی» (رئیس مرکز مطالعات فلسطین)، «عباس سليمي نمين» (رئيس مؤسسه مطالعات
تاريخ معاصر ايران)، «سيد محمدرضا حسيني» (رئيس مركز مطالعات و بررسي هاي
استراتژيك جنبش دانشجويي مسلمان) و علي الخصوص استاد گرانقدرم جناب حجت الاسلام و
المسلمين «محمد حسن رحيميان» (عضو مؤسس جمعيت دفاع از ملت فلسطين) تقدير و تشكر مي
نمايم.
در
پايان ادب و وظيفه حكم مي كند تا از پدر و مادر عزيزم كه دعاي خيرشان و زحمات
غيرقابل جبران آنها در اين سال ها مهمترين دليل به ظهور رسيدن اين اثر بوده است و
همچنين همسر خوبم كه تشويق هايش باعث گرديد تا اين اثر هرچه سريعتر آماده شود
صميمانه سپاسگذاري كنم و اين كتاب را به نيابت از همه اين بزرگواران به روح پر
فتوح امام راحل و شهداي گرانقدر اسلام تقديم مي كنم.