صفحه نخست arrow روزنوشت arrow حادثه ها بسیارند ولی عرفات تا کربلا...
منوی اصلی
صفحه نخست
روزنوشت
مقالات
مطالب دوستان
دوستان من
ارتباط با من
پر بیننده ترین مطالب
حادثه ها بسیارند ولی عرفات تا کربلا... چاپ ارسال به دوست
08 آذر 1388 ساعت 17:38

Imageحادثه‌ها در تاریخ بسیارند اما چه بسا وقایعی که حتی در تاریخ نیز نشانی از آن‌ها نیست و  برخی از آنها گر چه در تاریخ ماندگار است و در ذهن زمان به ثبت رسیده است اما در دل کتب تاریخ نهفته است و نهایتا آن که چند پژوهش‌گر از آن‌ها مطلع است و گاه نیز به مناسبتی درخششی کوتاه و ناپایدار دارند. درست گفته‌اند که زمان رسالت میراندن و زدودن رخدادها را بر دوش دارد.

ولی در این میان داستان حج نيمه تمامي كه از عرفات آغاز شد و در کربلا به نقطه اوج عشق بازي رسيد و همچنان ادامه دارد، را داستان دیگری است. واقعه‌ای در نزدیک به 1400 سال پیش رخ داد و اصلا برای آن رخ داد تا واقعیتی به نام حسین (ع) نابود گردد و بارها و بارها نیز در طول تاریخ کوشیدند که آثار آن واقعه نابود گردد و همه قبور شهدای آن واقعه با خاک یکسان گردد اما زمان در این صحنه از تاریخ رسالت دیگری بر عهده گرفت و هر روز بر جلوه و نورانیت و جاودانی آن افزوده است و چهره تابناک حسین علیه السلام  بیشتر رخ می‌نماید و در تاریخ هر گاه مظلومی بر ظالمی بشورد با نام حسین می‌شورد و حرکت می‌کند.

فتوت و پاکبازی، اخوت و محبت، صلابت و شجاعت، سخاوت و حمیت، شور و شوق و زیبایی و شهادت، در حماسه بی‌مانند و زمان ناپذیر عاشورا، یک‌جا در ساحل عشق پهلو گرفت.

کربلا سیمای فرزانگی و آئینه فرهیختگی است. کلاس شرف، مدرسه صدق، کانون جوشان و الهام‌بخش زندگی است. تاریخ یک جایش زنده است و همواره زنده‌تر و زندگی‌زاتر، در قرون و اعصار دامن می‌گسترد و آن کربلاست. هر کس کربلا را عشق می‌ورزد، هر آنکه عاشورا بیقرارش می‌کند و کوثر زلال اشک را در دیدگانش می‌جوشاند باید با قصه شگفت و عظیم عاشورا آشناتر و مأنوس‌تر گردد. باید فاصله خویش با کربلا را اندازه بگیرد. از خویش بپرسد بر لب فرات زندگی تاکنون چند بار به خاطر دیگران از خویش گذشته است؟ چند بار عباس‌وار یاد عطش دیگران او را از فرات داشته‌ها دور داشته و چند بار برای خدا تا مرز عطش و مرگ بی‌هیچ بیقراری گام زده است و در طوفان سختی و مصیبت و بلا شکیبا مانده و با دادن همه سرمایه‌ها در غربت و عطش فریاد کشیده است که: الهی رضاً بقضائک تسلیماًَ لامرک لا معبود سواک.

بیاییم حسین را دوباره بشناسیم و فرهنگ عاشورا را با سرانگشت همت دوباره ورق بزنیم. این کتاب هنوز ناخوانده مانده است و فصول روشن این قاموس را تأملی دیگر باید که هر بار بخوانیم حلاوت و طراوتش را بیشتر احساس خواهیم کرد.

عاشورا، کتاب جامع عشق است، عروة‌الوثقای نجات و سنگ نشان هدایت و رشاد و فلاح. عاشورا، عزت اسلام است و فرهنگ‌نامه همه آنانی که در جستجوی مفهوم صریح و مجسم واژه‌های سخاوت و صدق و صفا و حریت و عزتند. عاشورا حجت را بر انسان تمام کرد. اگر غیرت حسین و حمیت زینب و سخاوت عباس و پاکبازی صحابه بزرگ حسین نبود، چنین نبود که تاریخ چیزی کم داشته باشد بلکه تاریخ حرفی برای گفتن نداشت. بی‌حسین، تاریخ ابتر بود و هر حماسه، قصه بی‌روحی که جز ملال خاطر و کسالت روح حاصلی نداشت.

فاصله بین روز عرفه و روز عاشورا زیاد نیست. نهم ذی حجه تا دهم محرم فقط 30 روز فاصله دارد. آن روز که حسین در صحرای عرفات دعای عرفه را خواند و اشتیاق و عشق خود به خدای را به زیباترین وجه به نمایش گذاشت، شاید آنان که باید می‌فهمیدند، همان جا دانستند که این روح بزرگ طاقت بیش ماندن ندارد و ظهر روز عاشورا در چنین ساعاتی وقتی با همه زخم‌ها در بدن و ضربات شمشیر و تیر در جای جای جسم سر بر سجده نهاد و گفت: الهی رضا بقضائک تسلیما لامرک لا معبود سواک آن کس که اهل اشارت بود می‌دانست که حسین علیه السلام دیگر با معشوق فاصله‌ای ندارد و محو و فانی در محبت الهی راهی دیدار یار است.

سر مقدس و پاک او عاشقانه  بر سر نیزه رفت ولی محبت او و  پیام جاوید او که ذلت بردگی و بندگی ظالمان را نمی‌توان پذیرفت بر دل تاریح نشست تا هر جا که ظلم هست نام حسین محرک مردمان باشد برای زدودن آن و هر جا دنیا پرستان کور دل عشق را از یاد بردند، حسین سمبل عشق و شجاعت و رشادت و ایستادگی بماند و برای همیشه حجت خدای باشد بر زمین.

نظر ها
افزودن جدید جستجو
غریب قریب     |212.16.88.xxx |2009-12-05 10:43:45
سلام
با خوندنش چشمام پر اشک شد. سالها سوالم
این بود که چرا باید برای حسین اشک بریزم اما
خوشحالم که عاقبت فهمیدم که کمترین اثری که می
تونه داشته باشه اینه که روحیه ی جهاد رو در
دلها زنده نگه میداره.
در پناه صاحب الزمان
پرتو  - زندگی ما ....   |2.146.219.xxx |2011-11-08 19:59:39
بیاییم حسین را دوباره بشناسیم؟؟؟؟؟؟؟ فرهنگ
عاشورا را با سرانگشت همت دوباره ورق
بزنیم؟؟؟؟؟؟؟
اینها برای ما که تمام زندگی
خود را به سرگرمی ها بسته ایم و برنامه هایمان
بیشتر برای راضی کردن دل خودمان است و نه خدا
همان بهتر که به این چیزها فکر نکنیم چون از
غصه خواهیم مرد
ممنون بسیار زیبا بود لذت
بردیم .....
محسن     |217.218.141.xxx |2011-11-26 10:38:22
حسین تشنه آب نبود..تشنه لبیک بود...افسوس که به
جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و
بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند
پریسا خضریان   |212.16.88.xxx |2012-02-04 15:01:26
سلام
نمی دانم چرا سخن از امام حسین که می شود
یاد این جمله از دکتر علی شریعتی در کتاب حسین
وارث آدم می افتم: در صحرا قامت کشیده و همچنان
بر رهگذر تاریخ ایستاده است نه باز می گردد که:
به کجا؟ نه پیش می رود که: چگونه؟ نه می جنگد
که: با چه؟ نه سخن می گوید که: با که؟ و نه می
نشیند که... هرگز! ایستاده است و تمامی جهادش
اینکه: نیفتد
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.20 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."