واژه elite(نخبه) در قرن هفدهم براي توصيف كالاهايي با مرغوبيت خاص به كار
مي رفت و بعدها كاربرد آن براي اشاره به گروه هاي اجتماعي برتر، مانند واحدهاي
ضربت نظامي يا مراتب عالي تر اشرافيت هم تعميم يافت.
اما
براي اولين بار در قرن 19 بود كه «نخبه گرايي» به عنوان يك مكتب فكري در علم سياست
و جامعه شناسي سياسي با انديشه هاي اشخاصي چون: «پاره تو» و «موسكا» مطرح شد و به
تدريج رواج پيدا كرد و امروزه نخبه گرايي يكي از الگوهاي رايج در جامعه شناسي
سياسي و از شاخصه هاي تأثيرگذار بر فرآيند تصميم سازي و راهبردي در حكومت ها به
شمار مي آيد.
همچنین در سيره رسول خدا(ص) انتخاب افراد و سپردن مسئوليت به آنان
اهليت و شايستگي لحاظ مي شدند نه وابستگي قبيلگي، رنگ پوست، سن و... حضرت اميرالمومنين علي(ع) به عنوان سمبل عدالت
در تاريخ بشريت در استقرار نظام حکومتي نيز بر اساس عدالت محوري خواهان سپردن امور
به تواناترين وداناترين افراد هستند.
امام(ع) با اعتقاد به اين اصل که "کار مردم جز به شايستگي زمامداران
سامان نمي يابد" و با قبول اين دو مقدمه که "کارها به وسيله کارکنان درست مي شود" و
"آفت کارها ناتواني کارکنان است" به اين نتيجه رسيد که بر طبق اصل عدالت و حاکم
کردن معيار لياقت و شايستگي در نظام سياسي "کارها را به دست افراد متخصص وخبره"
بسپارد.
لذا
اهمیت پرورش نخبگان برای هیچکس پوشیده نیست ولی آن چیزی که باعث گردیده در
خصوص پرورش نخبگان سیاسی صحبت کنیم این مهم است که متأسفانه تا به امروز در نگاه
غالب، اصلاً نخبه سیاسی معنا و مفهوم روشنی نداشته تا چه رسد به اینکه در جهت
پرورش آن حرکت مناسب و قابل ذکری داشته باشد و اگر امروز می توان به کسی
نخبه سیاسی اطلاق کرد، لزوماً نه به این معناست که تمامی این نخبگان پرورش داده شده
اند، که باید گفت آنها خود به خود پرورش یافتهاند و اگر قرار بودجریانی به نام «نخبهپروری»،
آنگونه که باید کار خویش را انجام دهد، بیاغراق بایدگفت که هماکنون شمار نخبگان جوان کشور (چه در سطح حوزه و چه
در سطح دانشگاه)، ازحیز انتفاع
خارج بود.
پس مهمترین و اولین گام در جهت نخبه پروری سیاسی
می بایست فرهنگ سازی در این زمینه باشد چرا که آنچه مبرهن است تحقق مشاركت واقعي
نخبگان در فرآيندهاي تصميم سازي سياسي بدون «نخبه پروري سياسي» ميسر نمي شود.
متفكران
تاريخ بشري، علم سياست را از مهمترين و پيچيده ترين علوم انساني برشمرده اند. علم
سياست در ايران نيز هميشه به عنوان يكي از آموزه هاي مطرح اما نه به صورت مستقل
وجود داشته است. در انديشه ابن خلدون، فارابي، ابن سينا و بقيه انديشمندان ايراني
از جمله ملاصدرا بحث سياست مورد بررسي قرار مي گيرد اما از قدمت علم سياست به عنوان
دانشي نو و رشته اي آكادميك و روشمند در ايران بيش از صد سال نمي گذرد.
در
حوزه پژوهش و نشر آثار سياسي در ايران آنچه در اولين نگاه به چشم مي خورد ترجمه
هاي بسيار و تأليفات محدود مي باشد. اكثر كتب علوم سياسي در ايران حداكثر ترجمه اي
نه چندان دقيق و خوب از آثار نويسندگان غربي است و متأسفانه استفاده غيردقيق از
اصطلاحات علوم سياسي و واژه سازي ناهنجار و غيرمرتبط فضايي ابهام آميز را ايجاد
كرده است.
پرواضح است كه پرورش نخبگان در حوزه سياست بدون آسيب شناسي علوم
سياسي در ايران ممكن نيست. بر اين اساس؛ همانطوري كه به اختصار ذكر شد از مشكلات
كيفي سياست در ايران كلي گويي و نگاه غيرعلمي به سياست چه در حوزه دانشگاهي و چه
در حوزه علمي است. ما همه چيز را به صورت خيلي بزرگ و فراتر از واقعيت ها و
توانايي ها مي بينيم.
بالا رفتن سطح آگاهي سياسي جامعه و افزايش حس مسئوليت و مشاركت مردم
بويژه جوانان در امور سياسي و به طور كلي توسعه سياسي تأثير زيادي در آينده علم
سياست و تحقق نخبه پروري سياسي دارد. پيوند دادن علم سياست، آموزش عمومي و پرورش
دادن نسل هاي آينده با مشخصه هايي چون احترام متقابل، محاسبه گري، عقلانيت ابزاري،
توجه به زمان و فرصت ها، آينده نگري، شفاف و دقيق بودن، حساس بودن به آينده خويش و
جامعه، جزئي نگر، داشتن استعداد همكاري و كارساز زماني، توان تسلط بر احساسات،
داشتن روحيه علمي و مطالعاتي و آميخته بودن با قانون و آزادي از مهمترين فاكتورهاي
چشم انداز مثبت نخبه پروري در ايران است.
مشي و سيره نخبگان سياسي گذشته و معاصر ايران در عرصه سياست اسلامي
نيز الگوي بديلي در مواجهه با پرورش نخبگان سياسي در كشور است، چراكه سياست اسلامي
در پي آن است كه مواد خام سياسي را با كاهش تأثيرات شخصيتي و عقيدتي به بهترين نحو
سازمان بندي كند تا بتواند واقعي ترين راهكار حل مسائل سياسي را ارائه كند.
از ديگر آموزه ها و محورهاي مدنظر در پرورش نخبگان سياسي مي توان به:
قيام و حركت براي خدا، اخلاص، خودباوري، اعتماد به نفس، ساده زيستي، خدمت به مردم،
قاطعيت در برابر دشمنان اسلام، دفاع از هويت اسلامي و بومي، دفاع از حق، تلاش براي
استقرار آزادي و عدالت، مبارزه با استبداد و استعمار و انجام تكليف الهي اشاره كرد
البته همگرايي و تعامل سازنده حوزه و دانشگاه نيز ضامن پرورش نخبگاني متعهد در
عرصه سياسي كشور است.
در كنار انگاره هاي فوق، بكارگيري تجربيات درس آموختگان مكتب انقلاب
و دفاع مقدس كه مواجهه با بحران هاي سياسي را در كوران حوادث و مسائل متعدد آموخته
اند و خود در خيل نخبگان نظام بشمار مي آيند بسيار راهگشاست.
براين اساس نخبه پروري نتيجه يك پروسه و فرآيند چند وجهي است كه به
موازات هم به پيش مي رود و با همكاري مؤثر حوزه هاي علمي- اجرايي اركانهاي نظام محقق
مي شود.
اما
آنچه از آن به عنوان «نخبگیسیاسی» یاد میشود، ناظر بر
ورود به مقوله سیاست با مجهز بودن به توان تحلیل وفراتر از
مناسبات معمول در این عرصه و جریانها وگروههای سیاسی است. در واقع یکنخبه سیاسیفراتر
از یک فعال سیاسی از زاویهای دیگر به آنچه در صحنه سیاسی رخمیدهد
نگریسته و رویدادها را تحلیل و با استمداد از شم قوی سیاسی و نیز الگوهایمتعارف رفتار سیاسی آنچه احتمالاً در پی یک کنش سیاسی خواهد
آمد را پیش بینی می نماید.
البته
نباید اینگونه تصور شود که حوزه فعالیت و نیز ابزار عمل نخبه سیاسی- باتعریف فوق- و فعال سیاسی کاملاً از هم جداست بلکه یک فعال
سیاسی نیز- در بهترینحالت- باید از شم قوی و
توانایی تحلیل رویدادها برخوردار باشد اما میتوان اینگونهنتیجه گرفت
که کارویژه یک نخبه سیاسی لزوماً ورود مستقیم به معادلات روزمره سیاسی نیست و
نباید باشد. و اما جنبش دانشجویی با عطف به آنچه پیرامون ویژگی های نخبگیسیاسی عنوان شد و به طبع مشخصههای ذاتی یک جنبش دانشجویی به
عنوان مجموعهای کهبیرون از صحنه سیاست،
ناظری هوشمند بر رخدادهای سیاسی است، جایگاهی است که می تواند -و باید- بیشترین نخبه سیاسی را در درون خود پرورش دهد. هر چند که همین
ویژگی بعضاًباعث آن شده است که برخی
از فعالان صحنه سیاست با سوءاستفاده از شور و هیجاناتجوان دانشجو
به جنبش دانشجویی به عنوان پیاده نظام و ابزار دستیابی به خواستههایخود نگریسته و این هیجانات را به سمت و سوی مورد نظر خویش سوق
دهد.
این مسائل باعث می شود تا کسانی که در امر دانشگاه فعالیت
می کنند، شرایطی را برای دانشجویان و جریان های دانشجویی ایجاد کنند تا در مسیر
صحیح و عمیق بتوانند درک مناسبی از مسائل سیاسی پیدا کنند و این مسیر باید به گونه
ای طراحی شود تا دانشجویان تشویق به مطالعه برای عمق بخشی به نظرات و اعتقادات خود
شوند و این اجازه به آنها داده شود تا عقاید سیاسی خود را در فضایی منطقی و تعریف
شده بیان کنند.
البته در این مسیر می بایست دانشجویان آموزش ببینند تا
مطالب و نظرات خود را به رشته تحریر در بیاورند تا تولیدات فکری آنها در معرض
قضاوت و نظر اساتید و صاحب نظران قرار گیرد و همانطوری که دیگران در معرض نقد و
نظر دانشجویان قرار می گیرند، آنها نیز بیاموزند که از انتقادات و نظرات دیگران
استفاده نمایند چرا که آنها قرار است در آینده مسئول شوند و باید عادت کنند که نقد
پذیر باشند.
حاج علی آقا سلام,چند مدتی که تو عرصه نخبه پروری دارم یه قدم هایی بر می دارم(بیانیه، مقاله،...)
می خواستم بزرگواری کنی یه سری به وبلاگم بزنی مطلبامو بخونی نظراتت و برام بنویسی
التماس دعا
منتظرم..........................