صفحه نخست arrow روزنوشت arrow درد دلي با فاطمه(س)
منوی اصلی
صفحه نخست
روزنوشت
مقالات
مطالب دوستان
دوستان من
ارتباط با من
پر بیننده ترین مطالب
درد دلي با فاطمه(س) چاپ ارسال به دوست
22 ارديبهشت 1389 ساعت 07:38

Imageباز هم من كاسه گدايي برداشته ام، آمده ام در اين خانه و دل خوش كرده ام به عنايتي؛ مرا كه به خانه راهي نيست، همين پشت در بگذار بمانم. بگذار اين چند لحظه از خاك اين كوچه بر چشم دل بسايم كه قدم هاي تو معطرش كرده است، آنگاه كه دست كودكانت را مي گيري و مي روي زير سايه نخلي و گوهر حرف هاي دلت را نثار ابر و باد مي كني.

بگذار پشت اين در بنشينم، با تو حرف ها دارم من، با تو،  با اين در و با دسته آسيا كه خون دستانت را به يادگار گرفته است.

اينجا به هر سوي مي نگرم دلم سنگيني مي گيرد و بي تاب مي شوم.

من نمي خواهم بگويم. من اصلاً حرف نمي زنم. اين در فرياد مي كشد، اين كوچه بانگ مي زند، اين خاك پاي تو كه به سر و روي مي كشم ناله مي كند. به هر چيز كه نگاه مي كنم، چشم هايش را باز مي كند و با من حرف ها مي زند.

اين است كه مي گويم دست خودم نيست...

اينجا آمدم به تقاضايي و نمي دانستم كه چه حالي دارد اينجا، نمي دانستم كه چه غم سنگيني در دل مي نشاند و خود ديدي كه حال و هواي مدينه مرا از پا انداخت.

قيافه اين در ديوار دست هايم را سست كرد و بعد كه چشم باز كردم، ديدم نشسته ام كنار اين در و سر گذاشته ام بر اين ديوار و پهنه صورتم را اشك پوشانده است.

اصلاً نمي دانم چه خبر است اينجا، فقط مي فهمم كه چيزي روي دلم سنگيني مي كند و مي خواهم با تو صحبت كنم.

با تو حرف ها دارد اين دل كه جز با تو نمي توان گفت و دردها دارد اين جان كه درمانش را غير تو نمي تواند كرد.

عجيب است حكايت ما، داستان غريبي كه هميشه هست حكايت من و تو...

من خسته دست و پا بسته دل شكسته كه با رويي سياه در حضيض ظلمت سر به زير افكنده ام و درمان دردهاي كهنه خويش را چشم مي دارم و تو نور مطلق، راز هستي، رمز خداپرستي، علت آفرينش و در اوج عظمت...

و عجيب است اين شيفتگي، اين اشتياق و اين سرگرداني كه تو را نديده اينچنين پريشانم و دفتر معرفتت را ورقي نخوانده، واله و شيدا شده ام.

من چه مي شناسم تو را؟ كه خدايت در پرده پوشيد و دست غيب بر سينه نامحرم زد كه خليفه اللهي، امه اللهي، شب قدري، فاطمة خدايي، فاطمة خدايي...

انّا انزلناه في ليله القدر...

انّا انزلناه في ليله مباركه...

قرآن چيست جز وصف حسن تو؟ آيه آية وحي مُنزل چيست؟ جز ترسيم انوار روي تو؟

آفرينش مگر نه اين است كه با بودن تو قدم نهاده؟ وجود مگر جز اين است كه با اشاره تو دهن باز كرده؟ و مگر نه اين است كه همه چيز تويي؟

اي زلال رحمت، كام تشنه جان را به اميدي دست نياز فراسوي آبشار نور تو برآورده ايم. از دست هاي خاليمان نگاه لطف دريغ مدار، به شفاعت چشم دوخته ايم و بر اين باوريم كه راه نجات از در خانة تو مي گذرد، بلكه مقصود همان خانه است.

اين در بر ما بگشاي، راه نجاتمان بنماي كه اگر چنين نباشد هيچگاه ره نخواهيم يافت.

اي راز آفرينش، هر چه هست، در هر جا هست، از توست.

آب كه جاري مي شود با اشارت تو مي رود و نسيم، هنگامي كه مي وزد از نفس پاك تو سير مي گيرد. باد نام تو را زمزمه مي كند، غنچه به ياد تو لبخند مي زند، شكوفه ها نام تو را بر شاخساران مي نويسند، بلبلان به شوق تو مي خوانند، اگر نفسي بر مي آيد از توست و اگر فرو مي رود از تو.

خدا، چون خواست انسان كامل را بنمايد تو را نشان داد و آيه هاي قرآن در نگاه تو و در قدم هاي تو معني كرد و تو را نشانه گذاشت تا رفتن جهت داشته باشد و پويش هدف يابد.

خدا خشم خويش را در خشم تو نشاند و مهر خويش را در مهر تو نماياند. اي خشم خدا، اي مهر خدا و اينك هر كه فاطمي است خدايي است و هر كه فاطمي نيست بي خداست، هيچ است، هيچ ندارد، كه همه چيز تويي.

و اينك من كاسه گدايي آورده ام و بر در خانه ات نشسته ام و چشم اميدي و آرزوي عنايتي تا دست ناتوانم را بگيري و به لطف تو اين قامت شكسته راست شود و اين جان خسته توان گيرد..

اين من، اين درد كهنه من، اين بيچارگي من و آن لطف تو، كرم تو، عنايت تو، كه مسكين را، يتيم را و اسير را مي بخشد و اينك منِ مسكينِ يتيم اسير، چشم اميد به اين در دوخته ام تا بنگري و لوِجه الله اطعام كني.

اي راز هستي، اي رمز خداپرستي، اي بانوي بانوان، سلام بر تو.

نظر ها
افزودن جدید جستجو
آزاد   |109.74.226.xxx |2010-05-12 21:53:15
صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
ناشناس   |212.16.88.xxx |2010-05-15 17:32:51
سلام
درد دلتون با فاطمه (س) واقعاً قشنگ
بود.
بعضي از نوشته هاتنون رو واقعاً دوست
دارم. شما نوشتن رو كي و چه جوري شروع
كرديد؟

خضريان: از اظهار لطف شما سپاسگذارم،
در يك روزنوشتي در آينده اي نه چندان دور قصد
دارم در خصوص سئوال شما مطلبي را بنويسم.
اجازه بدهيد الآن چيزي عرض نكنم.
didar  - سردار هور     |85.185.228.xxx |2010-05-15 17:43:18
بسم رب شهدا و الصدیقین
سلام به شما دوست
عزیز
وب خوبی دارید ...
با طرحی با عنوان
سردار هور به مناسبت بازگشت پیکر پاک سردار
سرلشکر علی هاشمی بروز هستم
منتظر بازدید
شما دوست عزیز هستم
مریم     |212.16.88.xxx |2010-05-16 09:59:11
سلام آقای خضریان
همین که شما لطف می کنید و
وقت می گذارید و به وبلاگ من سر می زنید برای
من افتخار بزرگی هست.
امیدوارم لیاقت این رو
داشته باشم که"افسر جوان جبهه انقلاب
اسلامی" نامیده بشم.راهنمایی ها و کمک های
اساتیدی مثل شما هست که می تونه افکار ما رو
پخته تر کنه و راه رو به ما نشون بده.
بازم از
شما تشکر می کنم
الهام ربیعی     |212.16.88.xxx |2010-05-18 18:55:37
با مطلبی با عنوان دنیایمان را وارونه کرده
اند به روزم خوشحال می شم نظرات و انتقادات
شما را در این مورد ببینم که حتما در پیشرفت
نوشتاری کمکم خواهد کرد.
منتظر نظراتتان
هستم
سید     |212.16.88.xxx |2010-05-18 09:53:32
سلام
آقای خضریان در رسای حضرت زهرا (س) بسیار
زیبا نوشته اید.
«قرآن چيست جز وصف حسن تو؟
آيه آية وحي مُنزل چيست؟ جز ترسيم انوار روي
تو؟» این قسمت واقعا به دل می شینه.
امیدوارم
به وبلاگ حقیرانه من هم سر بزنید تا از
راهنمایی های شما استفاده کامل و بهینه را
ببرم
یا علی
التماس دعا
پیمان  - مستقلی     |80.66.185.xxx |2010-05-18 11:21:14
سلام
یعنی ما جز دوستانتون نیستیم که ما را
حساب نکردی
(منظور توی وبت / دوستان شما؟
الهام ربيعي   |212.16.88.xxx |2010-05-19 10:52:05
سلام
ممنون از نقد منصفانه تان
منتظر نظرات
بعديتان هستم
مستقلی شریفی   |212.16.88.xxx |2010-05-22 09:54:59
سلام
خداقوت
متنتون عالیه
اما من حقیر به
نکته ای برخوردم که شاید مشكلی از جانب بنده
است
اینکه شما حضرت رو تا مرز خدا بودن بالا
بردید. اینطور نیست؟
التماس دعا
سلحشوری  - آتش گرفتم     |212.16.88.xxx |2010-05-22 09:49:23
آنقدر زیبا بود که احساس کردم خودم پشت در
نشسته ام و کاسه گدایی ام در دست است و روضه
فاطمه می خوانم و او عطا می کند همانگونه که
همسرش عطا کرد در رکوع و آنگاه است که خدا قرآن
را جز برای وصف معصومین نفرستاده است و به جای
علی(ع) می خوانم. تکیه بر دیوار کردم خاک بر
فرقم نشست* خاک بر فرقش نشیند هر که یار از من
گرفت. هر گاه دلت شکست از خدا هدایت کسانی چون
مرا بخواه که احتیاج به هدایت دارند کسانی
مانند ما که در دانشگاهمان تمام اعتقاداتمان
را زیر سوال می برند شهادت بانو را زیر سوال می
برند آنگاه ما هیچ کاری نکرده وقتی روضه اش را
می خ...
اسرافیل   |212.50.240.xxx |2010-05-22 23:49:25
با جای سیلی تازه تر از دوش به روزم.
صدرا  - بی نظیر بود   |212.16.88.xxx |2010-05-26 11:51:01
آقای خضریان واقعا تبریک می گم. خیلی متن زیبا
و دوست داشتنی بود
عاطفه     |212.16.88.xxx |2010-05-31 10:11:01
جالب بود به منم سر بزن
دوست قدیمی  - دوست قدیمی   |212.16.88.xxx |2011-06-20 08:29:29
امیدوارم در تمام طول مسیر یکرنگ باشی! به این
و آن پریدن کافیه؟ چه جوری بدون استاد و
راهنما حرکت می کنی؟ جوابتو بلدم چون من هم
سال هایی کنارت بودم.
ولی علی آقا به نظرت نقش
غضنفرهای حامیان ولایت را بازی کردن کافی
نیست؟! نمیدونم چقدر با جنبهای چون خیلی وقته
ندیدمت ولی بدون اگر یه لحظه عصبانی شدی بدون
که ...
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.20 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."