صفحه نخست arrow مقالات arrow ضرورت اصلاح الگوی مصرف
منوی اصلی
صفحه نخست
روزنوشت
مقالات
مطالب دوستان
دوستان من
ارتباط با من
پر بیننده ترین مطالب
ضرورت اصلاح الگوی مصرف چاپ ارسال به دوست
01 فروردين 1388 ساعت 04:46

Imageمصرف گرایی یکی از پدیده‌های اقتصادی است که پس از انقلاب صنعتی رونق چشمگیری پیدا کرد. از جمله عوارض این پدیده می‌توان به تهدید منابع، آلودگی‌های محیط زیست و فاصله‌ اجتماعی و تشدید رفتارهای غلط فردی و اجتماعی چون "اسراف" اشاره کرد.

 

سؤال اساسی این است که چرا جامعه‌ ما گرایش به مصرف‌گرایی دارد؟ چرا مصرف‌گرایی برای عده‌ای نوعی افتخار محسوب می‌شود؟ آیا میان مصرف‌گرایی و توسعه نیافتگی اقتصادی رابطه‌ای وجود دارد؟ چگونه می‌توان گرایش به مصرف‌گرایی را در سطح جامعه کاهش داد؟ چگونه می‌توان مردم را در مسیر درست مصرف کردن هدایت کرد؟ چه موانعی معضل مصرف گرایی را تشدید می‌کند؟

هنگامی که زیر بنای مناسب تولید و در‌آمدی وجود نداشته باشد و در عین حال بر مصرف تأکید شود، آسیب‌های متعددی در جامعه بروز می‌کند. در شرایط رونق اقتصادی و بالا ‌رفتن قدرت خرید مردم، مصرف‌گرایی رواج می‌یابد ولی عوامل فرهنگی در تعیین حدود آن بسیار موثرند. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف: تشویق مردم به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، ارائه‌ الگوهای صحیح مصرف و ایجاد زمینه‌ مناسب جهت فعالیت اقتصادی است.

در جامعه‌ ایران پس از انقلاب اسلامی به رغم ماهیت و جهت‌گیری معنوی انقلاب اسلامی، به علل مختلف پس از پایان جنگ تحمیلی، از جمله سیاست های نادرست دولت سازندگی، ارزش‌های مادی رواج یافت و ارزش‌های معنوی را تحت الشعاع خود قرار داد.

رفتاری که در جامعه با الگو گیری از برخی مدیران و مسئولان در رقابت دنیوی آغاز شد و برخی از مسئولان نیز با بیان اینکه می بایست امنیت شغلی مدیران شایسته! را به دلیل حرکت در مسیر توسعه تأمین کرد، در مقابل برخی ریخت و پاش هایی که زمینه الگوسازی غلط را در جامعه گسترش می داد سکوت کردند.

رفتاری که در مسیر توسعه اسلامی طراحی نشده بود؛ چرا که صاحبان صنایع در کشورهای صنعتی، انسان را به عنوان یک ماشین مصرف کننده مدنظر قرار دادند تا از این رهگذر به اهداف اقتصادی که همانا افزایش مداوم سود است نائل شوند. بنابراین مصرف‌گرایی، ضامن چیزی جز نیاز‌های کاذبی نیست که در خدمت صنایع و کشورهای صنعتی قرار گیرد.

البته انسان نیز خود از لحاظ روانی آمادگی برای راحت‌طلبی، تجمل‌پرستی و حتی متمایز کردن خویش از افراد دیگر با در اختیار گرفتن کالاها و خدمات بیشتر دارد تا بدین وسیله شکاف بین خود و سایر گروه‌های جامعه به وجود آورد و از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خود استفاده کند. از آنجا که مصرف‌گرایی، برداشت بیش از اندازه‌ هر فرد از منابع نادر و کمیاب خانواده است، لاجرم این موضوع باعث فشارهای متعددی بر خانواده خواهد شد.

مصرف‌گرایی، سدی در مقابل توسعه است، زیرا مانع از سرمایه‌گذاری جهت طرح و اجرای زیر‌ساخت‌های توسعه می‌شود. هر اندازه که در درون جامعه تبلیغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومی در حد پایین باشد به همان اندازه نیز امکان پذیرش روحیه‌ راحت‌طلبی و تجمل پرستی بیشتر است. انسان‌هایی که کمتر اعتماد به نفس داشته و کمتر در مورد نقش‌شان در درون جامعه تفکر می‌کنند، سهل‌تر پذیرای روحیه‌ مصرف‌گرایی در جامعه هستند.

اگر بتوانیم آگاهی و سطح فرهنگ عام را افزایش دهیم قادر خواهیم بود هم بهره‌وری تولید را افزایش داده و هم از مصرف‌گرایی جلوگیری کرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همین امر، منابع را به حد وفور برای گسترش ظرفیت‌های تولیدی در اختیار خواهد گذاشت.

همان‌طور که بیان شد، مصرف‌گرایی سبب شکاف بین طبقات مختلف مردم است. این شکاف طبقاتی که دقیقاً در مقابل بحث عدالتخواهی قرار دارد، منجر به افزایش تمایز اجتماعی شده و افزایش نفوذ فرهنگ بیگانگان را نیز به همراه خواهد داشت.

در این میان هر اندازه توزیع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد روحیه‌ مصرف‌گرایی رواج و گسترش سریع‌تری در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب در‌آمد، عامل اساسی برای روحیه‌ مصرف‌گرایی خواهد بود. بدین صورت در‌آمدهای کلان که از طریق کسب رانت‌های مختلف حاصل شده باشد به خاطر این که از طریق تولید حاصل نمی‌شود، روحیه‌ مصرف گرایی را نیز سریع‌تر رواج می‌دهد.

بنابراین هر گاه دگرگونی‌های اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، کمتر باشد امکان ایجاد این رانت کمتر بوده و در نتیجه کسب ثروت‌های بی‌حساب و با‌دآورده مشکل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس‌گرایی کاسته خواهد شد.

از طرفی تکنولوژی جدید نیازهای جدید خلق کرده است، نظام لیبرال سرمایه‌داری بدون مصرف گرایی قادر به ادامه‌ حیات نخواهد بود، لذا جستجوی بازارهای مصرف در کشورهای دیگر را در دستور کار قرار داده است و دقیقاً این مسئله در دوران بحران اقتصادی غرب بیش از گذشته در دستور کار قرار خواهد گرفت.

متأسفانه در شرايط فعلي بخش عمده اي از وابستگي کشور به واردات در نتيجه اسراف و مصرف گرايي است و این خود دلیلی بر ضرورت اصلاح الگوي مصرف در کشور و ساماندهي در تئوري هاي دانشگاهي و اقتصاد کشور است، در غير اين صورت با مصرف لجام گسيخته مواجه خواهيم شد.

در شرايطي که کشور با مشکل بيکاري مواجه است، تبليغ کالاهاي لوکس که همگي وارداتي بوده و لطمات فراواني بر پيکره توليد کشور وارد مي کند مصداق بارز مصرف گرايي و اسراف است.

نياز به مصرف بيشتر و تغيير نوع زندگي مردم به سمت مصرف گرايي اقتصاد ما را بيش از پيش وابسته مي کند به طوري که سال گذشته 50 ميليارد دلار در آمد نفت صرف ورود کالاهاي مصرفي شد.

با توجه به تهديد تحريم ها عليه جمهوری اسلامی ايران، اين امر (واردات بي رويه کالا به داخل) مي تواند ضربه پذيري اقتصاد ايران را دو چندان کند، چرا که وقتي کالاهاي مصرفي به ما فروخته نشود، با وجودي که جامعه عادت به مصرف آن دارد اقتصاد دچار از هم گسيختگي مي شود. در حالي که اگر واردات بر اساس پيش بيني ها انجام شود اين ضربه پذيري اتفاق نخواهد افتاد.

امروز استراتژي دشمنان در استفاده از حربه تحريم، تکيه بر نحوه مصرف در کشور است. آنها با مطالعه و بررسي بيشترين اقلام مصرفي سعي مي کنند ایران را در بخش هايي که بيشتر مصرف مي کند در تنگنا قرار دهند.

مصرف گرایی، ریشه در ساختار اجتماعی دارد و نمی‌توان صرفاً یکی از نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، سیاست، اقتصاد و یا فرهنگ را مسئول چنین وضعیتی تلقی کرد. بنابراین اگر خانواده در ابداع الگوی مصرف جمع در جامعه باز می‌ماند به معنی آن است که نظام تولیدی مناسبی وجود ندارد که خانواده بتواند متناسب با آن به جامعه‌پذیری نقش‌های مصرفی در بین اعضای خود بپردازد.

از طرفی اگر پدران و مادران در نسل گذشته نسبت به فراگیری الگوهای مصرف، توفیقی نداشتند چگونه می‌توان انتظار داشت که بتوانند نسل آینده را از این فرآیند مطلع کنند و به شکل منطقی موجبات اصلاح الگوهای مصرف را فراهم آورند.

بنابراین نقطه‌ عزیمت در اصلاح رفتارهای مصرفی، هیچ‌ یک از نهادها به طور مستقل نیستند، بلکه نتیجه‌ همگامی ساختار و ‌کارکرد‌های اجتماعی است که به شرط تمایل به سمت عقلانیت، خواهند توانست گره از معضل مصرف‌گرایی باز کنند.

نظر ها
افزودن جدید جستجو
طه  - ضرورت اصلاح الگوی مصرف   |217.219.175.xxx |2009-04-04 13:57:19
زمانی بود که مردم هیچ نمیدانستند. زندگی
مانند حیوانات در جنگل به آنها فقط آموخت که
برای زنده ماندن باید ازهر آنچه دور و برشان
هست مصرف کنند.صده ها و هزاره ها اینگونه گذشت
و از بین آنها مردمانی از جنس نور می آمدند پی
در پی از برای رسالتی.عقل که کامل گشت آنگاه
یکی آمد که همان یک شد و رفت.رسالت تمام شد و
تفکر خلق گشت.مانند همیشهء عالم هم ظلم بود و
هم مظلوم.تضاد ها همه زیبایند. انگار این ها
همه در دفتر قانون نور هر چند گاه یکبار تکرار
می شوند.باید دست در دست یکدیگر تلاش کرد بر
آنچه حق است.پیروز و سربلند باشید.
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.20 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."