در
مذهب تشیع نهاد مرجعیت از بالاترین جایگاه برخوردار بوده و مراجع، والاترین و
ارزشمندترین جایگاه را در بین مردم مسلمان دارا هستند. مرجعیت نه تنها در مسائل
فقهی بلکه در تمام مسائل سیاسی و اجتماعی ورود پیدا کرده و مسلمانان و کشورهای
اسلامی را در حوادث گوناگون یاری و در تنگناهای سیاسی آنان را عبور داده و دسیسه
کفار را نیز باطل کرده است.
ماجرای
تحریم تنباکو و دخالت حضرت آیتالله میرزای شیرازی(قدسالله روحه الزکیه)، تجاوزات
متعدد همسایگان و کشورهای استعمارگر و پناه آوردن مردم به مراجع، روشنگری و آگاه
کردن مردم برای برون رفت از ظلمات حکومتهای شاهنشاهی و ستمگر توسط مراجع، همیاری
و همدلی با مردم در تمام عرصههای سیاسی و اجتماعی و رسیدگی به امور مردم، ماجرای
مشروطه و ملی شدن صنعت نفت و حضور بزرگوارانی چون شهید شیخ فضلالله نوری و آیتالله
کاشانی و همچنین انقلاب اسلامی بهعنوان ماحصل زحمات و مشقات مراجع و علما که توسط
امام خمینی(ره) صورت پذیرفت و خون دل هزاران عالم و مرجع را به سرمنزل مقصود
رساند، تنها بخشی از حضور نورانی مراجع درکنار مردم است.
البته
در تمام این دوران گروههایی بودند که از جایگاه بالای مراجع و علما سوءاستفاده و
هربار منافع خود را به اسم علما و ظاهرا تحت لوای علما حفظ میکردند اما همیشه به
فضل پروردگار شکست خورده و نقشههای پلیدشان برملا شده است.
فتنه
گران نیز قبل و بعد از انتخابات نمایش عجیبی از این حمایتها را به معرض دید همگان
گذاشتند و در دنباله آن، اهداف شوم خود را پیگیری کردند. حضور فتنهگران و منافقان
در کنار علما و نشست و برخاست با آنان نه به معنای اعتقاد آنها به جایگاه علما و
مراجع بلکه برای پیاده کردن اهداف سیاسی صورت میگرفته و میگیرد.
پیامبران
فرقه جدیدالتأسیس فتنه با گزینش احکام عبادی سیاسی اسلام و در آمیختن آن با احکام
اسلام آمریکایی، نماز را در کنار همجنس بازی قرار دادند و اصول دین را مانند امامت
و عصمت ائمه کنار نهادند، امام زمان(عجلالله تعالی فرجهالشریف) را منکر شدند و
ولایت فقیه را حذف کردند. با کفش به نماز ایستادند و اسلام مستضعفین را به اسلام
اشرافی مبدل کردند و در حمایت از دشمنان دیرینه اسلام شعار سر دادند.
اعتقادات
مردم را بازیچه قرار دادند و شعار اللهاکبر را در پی قتل و تعرض به نوامیس مردم
به زبان آوردند. طبیعتاً این فرقه برای فریب اذهان باید به مرجعیت چنگ میانداخت و
به ظاهر خود را با آن همراه میساخت تا دین جدید خود را تبلیغ کند. اگر به تاریخ
مراجعه کنیم امثال این فتنهگران را در جریان مشروطه میبینیم که چهره سکولارشان
را پشت برخی مراجع مخفی کردند تا ضربه اساسی به دین وارد کنند.
اعدام
شیخ فضلالله نوری دسیسه همین افراد بود که در کنار مراجع، خود را دلسوز دین ودنیای
مردم نشان میدادند. اعمال تقیزاده توسط امثال گنجی، سروش، کدیور و... دنبال میشود
منتها در جسم و کالبدی متفاوت. اخیراً رسانههای حامی فتنه نیز با دسیسههای مختلف
نظراتی از علما را پخش کردند تا بهرهبرداریهای سیاسی خود را انجام دهند، عکس
علما و سخن آنان را در محکومیت ماجرای چهاردهم خرداد درشت کردند ولی تکذیبیه آنان
را چاپ نکردند.
سوءاستفادههای
ابزارگونه، علما و مراجع را در طیفها و بازیهای سیاسی قرار دادن و از جایگاه
آنان برای نیل به اهداف پلید استفاده کردن، موضوعی نیست که فراموش شود و باید توسط
مراجع ذیصلاح و مردم پیگیری شود. دلسوزان نظام و دوستداران اسلام ناب محمدی(ص)
نباید اجازه دهند فتنهگران با به بازی گرفتن اعتقادات مردم و سوءاستفاده از جایگاه
مراجع، اسلام آمریکایی را جایگزین اسلام ناب محمدی(ص) کنند و در نقاب متدین به
اسلام و حمایت از مراجع، اندیشه سکولاریستی خود را پیاده کنند.
سلام اتفاقی وبلاگ شما رو پیدا کردم البته هنوز نخوندم فقط یه نگاه به عناوین انداختم به نظر می رسه وبلاگ پر باری دارین به هرحال خوشحالم هنوز هم مثل سابق فعال هستین به وبلاگ من هم سر بزنید
التماس دعا
یعنی این سایت رو تنها تنها اداره میکنید؟
یه انتقادی دارم: چرا سه عکس از شما بالای صفحه هست؟ یکی فکر کنم کافیه!
حتماً به من سربزنید. به دو دلیل:
1-نظرتون برام مهمه
2-مطالب وبلاگم ارزش یکبار دیدن رو داره (همش کار خودمه)