جریان مغلوب انتخابات دهم ریاستجمهوری پس از شکست در
رقابت، سناریوی اغتشاش را کلید زد و دانشگاه به عنوان یکی از سایتهای تشکیلاتی
اغتشاش از سوی این جریان انتخاب شد. برخی اغتشاشات خیابانی به درون دانشگاهها سرایت کرد که
حوادث تلخی همچون کوی دانشگاه تهران و وارد شدن خسارت چند میلیاردی به دانشگاه
صنعتی اصفهان نمونهای از آن است.
گرچه عدم همراهی دانشجویان موجب شد فتنهگران به حداقل خواستههای
خود نرسند اما طراحان فتنه، با تحلیلی نادرست، تعطیلی دانشگاهها را در بحبوحه
غائلهآفرینیهای پس از انتخابات خردادماه در زمره بداقبالیهای سیاسی خود ارزیابی
کردند و عدم دستیابی به اهداف خود را نیز در این چارچوب به تحلیل نشستند و برای
ادامه هوچیگری خود از ابتدای مهرماه (آغاز بازگشایی دانشگاه) برنامهریزی کردند.
پرده اول این نمایش در تجمع روزهای ابتدای سال تحصیلی در
دانشگاه تهران به نمایش گذاشته شد که بهرغم اطلاعرسانی گسترده سایتهای اینترنتی
با عدم استقبال دانشجویان این دانشگاه مواجه شد.
در پرده دوم این سناریو، 13 آبانماه به عنوان هدف جریان
معاند برای انتقامگیری از دانشجویان مسلمان در نظر گرفته شد و از سوی سران اغتشاش
سرمایهگذاری عظیمی برای برپایی تحصنی چند روزه در کف دانشگاهها صورت گرفت.
نتیجه آنکه حماسه ضدآمریکایی و ضداستکباری 13 آبانماه 88
پرشورتر از سالهای گذشته در تهران و دیگر شهرستانها برگزار شد، تا جایی که جریان
اغتشاشطلب برای حفظ روحیه پیادهنظام خود ناچار شد با هدف ایجاد درگیری با پلیس
برای کلید زدن پروژه مظلومنمایی، ضمن برپایی تجمعهای کودکانه در برخی کوچه پسکوچههای
تهران اقدام به فحاشی و هتاکی در بعدازظهر 13 آبانماه در مقابل دانشگاه تهران کند
که با آگاهی مردم و پلیس راه به جایی نبرد تا اینکه همه چشمها و تحلیلهای جریان
فتنه معطوف 16 آذر شد.
در هفتههای منتهی به روز دانشجو پروژه جنگ نرم با شتاب بیشتری
دنبال شد و دانشگاه، نقطه کانونی هجمه رسانهها قرار گرفت و ماحصل اتاق فکر آشوبطلبان
(استراتژی موجسازی در دانشگاه) به مرحله اجرا گذاشته شد اما هوشیاری افسران جوان
جنگ نرم موجب شد دانشگاه در روزهای 16، 17 و 18 آذر سال گذشته، حماسهای تاریخی بیافریند
و همه توطئههای جریان اغتشاش را با شکست روبهرو کند.
بیجهت نبوده که امام راحل فرمودند؛ دانشگاه سنگر مبارزه
است. از اینرو است که دانشگاه به عنوان سنگر مبارزه با فتنه، در جنگ نرم پیروز شد
و افسران جنگ نرم با برخورداری از بصیرت، همه پروژهای فتنه را با شکست روبهرو
کردند.
شكفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست صلاي سرخوشي اي صوفيان باده پرست
اساس توبه كه در محكمي چو سنگ نمود ببين كه جام زجاجي چه طرفهاش بشكست
بيار باده كه در بارگاه استغنا چه پاسبان و چه سلطان چه هوشيار و چه مست
از اين رباط دودر چون ضرورت است رحيل رواق و طاق معيشت چه سربلند و چه پست
مقام عيش ميسر نميشود بيرنج بلي به حكم بلا بستهاند عهد الست
به هست و نيست مرنجان ضمير و خوش ميباش كه نيستيست سرانجام هر كمال كه هست
شكوه آصفي و اسب باد و منطق طير به باد رفت و از او خواجه هيچ طرف نبست
به بال و پر مرو از ره كه تير پرتابي هوا گرف...